غزل مولوی
غزل شماره ۲: ای طایران قدس را عشقت فزوده بالها
غزل شماره ۳: ای دل چه اندیشیدهای در عذر آن تقصیرها
غزل شماره ۴: ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
غزل شماره ۵: آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
غزل شماره ۶: بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
غزل شماره ۷: بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
غزل شماره ۸: جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما
غزل شماره ۹: من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا
غزل شماره ۱۰: مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
غزل شماره ۱۱: ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
غزل شماره ۱۲: ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
غزل شماره ۱۳: ای باد بیآرام ما با گل بگو پیغام ما
غزل شماره ۱۴: ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
غزل شماره ۱۵: ای نوش کرده نیش را بیخویش کن باخویش را
غزل شماره ۱۶: ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
غزل شماره ۱۷: آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
غزل شماره ۱۸: ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
غزل شماره ۱۹: امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
غزل شماره ۲۰: چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
غزل شماره ۲۱: جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
غزل شماره ۲۲: چندان بنالم نالهها چندان برآرم رنگها
غزل شماره ۲۳: چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
غزل شماره ۲۴: چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را
غزل شماره ۲۵: من دی نگفتم مر تو را کای بینظیر خوش لقا
غزل شماره ۲۶: هر لحظه وحی آسمان آید به سر جانها
غزل شماره ۲۷: آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتست پا
غزل شماره ۲۸: ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما
غزل شماره ۲۹: ای از ورای پردهها تاب تو تابستان ما
غزل شماره ۳۰: ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
غزل شماره ۳۱: بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ما
غزل شماره ۳۲: دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
غزل شماره ۳۳: می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا
غزل شماره ۳۴: ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
غزل شماره ۳۵: ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما
غزل شماره ۳۶: خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا
غزل شماره ۳۷: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
غزل شماره ۳۸: رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا
غزل شماره ۳۹: آه که آن صدر سرا میندهد بار مرا
غزل شماره ۴۰: طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
غزل شماره ۴۱: شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما
غزل شماره ۴۲: کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
غزل شماره ۴۳: کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا
غزل شماره ۴۴: در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا
غزل شماره ۴۵: با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
غزل شماره ۴۶: دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
غزل شماره ۴۷: ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
غزل شماره ۴۸: ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما
غزل شماره ۴۹: با تو حیات و زندگی بیتو فنا و مردنا
غزل شماره ۵۰: ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا
غزل شماره ۵۱: گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا
غزل شماره ۵۲: چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
غزل شماره ۵۳: عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
غزل شماره ۵۴: از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
غزل شماره ۵۵: شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها
غزل شماره ۵۶: عطارد مشتری باید متاع آسمانی را
غزل شماره ۵۷: مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
غزل شماره ۵۸: رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
غزل شماره ۵۹: تو از خواری همینالی نمیبینی عنایتها
غزل شماره ۶۰: ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
غزل شماره ۶۱: هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را
غزل شماره ۶۲: بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
غزل شماره ۶۳: چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را
غزل شماره ۶۴: تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا
غزل شماره ۶۵: ببین ذرات روحانی که شد تابان از این صحرا
غزل شماره ۶۶: تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را
غزل شماره ۶۷: از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا
غزل شماره ۶۸: چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را
غزل شماره ۶۹: چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
غزل شماره ۷۰: برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
غزل شماره ۷۱: اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را
غزل شماره ۷۲: به خانه خانه میآرد چو بیذق شاه جان ما را
غزل شماره ۷۳: آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
غزل شماره ۷۴: گر زان که نهای طالب جوینده شوی با ما
غزل شماره ۷۵: ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را
غزل شماره ۷۶: آخر بشنید آن مه آه سحر ما را
غزل شماره ۷۷: آب حیوان باید مر روح فزایی را
غزل شماره ۷۸: ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را
غزل شماره ۷۹: ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را
غزل شماره ۸۰: امروز گزافی ده آن باده نابی را
غزل شماره ۸۱: ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
غزل شماره ۸۲: معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
غزل شماره ۸۳: ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا
غزل شماره ۸۴: چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
غزل شماره ۸۵: از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا
غزل شماره ۸۶: ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
غزل شماره ۸۷: جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را
غزل شماره ۸۸: شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ
غزل شماره ۸۹: یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
غزل شماره ۹۰: ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
غزل شماره ۹۱: در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
غزل شماره ۹۲: زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
غزل شماره ۹۳: میندیش میندیش که اندیشه گریها
غزل شماره ۹۴: زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شماره ۹۵: زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شماره ۹۶: لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
غزل شماره ۹۷: رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را
غزل شماره ۹۸: ای از نظرت مست شده اسم و مسما
غزل شماره ۹۹: دلارام نهان گشته ز غوغا
غزل شماره ۱۰۰: بیا ای جان نو داده جهان را
غزل شماره ۱۰۱: بسوزانیم سودا و جنون را
غزل شماره ۱۰۲: سلیمانا بیار انگشتری را
غزل شماره ۱۰۳: دل و جان را در این حضرت بپالا
غزل شماره ۱۰۴: خبر کن ای ستاره یار ما را
غزل شماره ۱۰۵: چو او باشد دل دلسوز ما را
غزل شماره ۱۰۶: مرا حلوا هوس کردست حلوا
غزل شماره ۱۰۷: امیر حسن خندان کن چشم را
غزل شماره ۱۰۸: به برج دل رسیدی بیست این جا
غزل شماره ۱۰۹: بکت عینی غداه البین دمعا
غزل شماره ۱۱۰: تو بشکن چنگ ما را ای معلا
غزل شماره ۱۱۱: برای تو فدا کردیم جانها
غزل شماره ۱۱۲: ز روی تست عید آثار ما را
غزل شماره ۱۱۳: ای مطرب دل برای یاری را
غزل شماره ۱۱۴: اندر دل ما تویی نگارا
غزل شماره ۱۱۵: ای جان و قوام جمله جانها
غزل شماره ۱۱۶: ای سخت گرفته جادوی را
غزل شماره ۱۱۷: از دور بدیده شمس دین را
غزل شماره ۱۱۸: بنمود وفا از این جا
غزل شماره ۱۱۹: برخیز و صبوح را بیارا
غزل شماره ۱۲۰: تا چند تو پس روی به پیش آ
غزل شماره ۱۲۱: چون خانه روی ز خانه ما
غزل شماره ۱۲۲: دیدم رخ خوب گلشنی را
غزل شماره ۱۲۳: دیدم شه خوب خوش لقا را
غزل شماره ۱۲۴: ساقی تو شراب لامکان را
غزل شماره ۱۲۵: گفتی که گزیدهای تو بر ما
غزل شماره ۱۲۶: گستاخ مکن تو ناکسان را
غزل شماره ۱۲۷: کو مطرب عشق چست دانا
غزل شماره ۱۲۸: ما را سفری فتاد بیما
غزل شماره ۱۲۹: مشکن دل مرد مشتری را
غزل شماره ۱۳۰: بیدار کنید مستیان را
غزل شماره ۱۳۱: من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا
غزل شماره ۱۳۲: در میان پرده خون عشق را گلزارها
غزل شماره ۱۳۳: غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
غزل شماره ۱۳۴: ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
غزل شماره ۱۳۵: ساقیا گردان کن آخر آن شراب صاف را
غزل شماره ۱۳۶: پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما
غزل شماره ۱۳۷: با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی چرا
غزل شماره ۱۳۸: سکه رخسار ما جز زر مبادا بیشما
غزل شماره ۱۳۹: رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما
غزل شماره ۱۴۰: درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما
غزل شماره ۱۴۱: جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا
غزل شماره ۱۴۲: دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
غزل شماره ۱۴۳: دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
غزل شماره ۱۴۴: عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا
غزل شماره ۱۴۵: ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها
غزل شماره ۱۴۶: در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما
غزل شماره ۱۴۷: آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا
غزل شماره ۱۴۸: از پی شمس حق و دین دیده گریان ما
غزل شماره ۱۴۹: خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا
غزل شماره ۱۵۰: درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
غزل شماره ۱۵۱: سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را
غزل شماره ۱۵۲: دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
غزل شماره ۱۵۳: شمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعها
غزل شماره ۱۵۴: دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را
غزل شماره ۱۵۵: از فراق شمس دین افتادهام در تنگنا
غزل شماره ۱۵۶: ای هوسهای دلم بیا بیا بیا بیا
غزل شماره ۱۵۷: ای هوسهای دلم باری بیا رویی نما
غزل شماره ۱۵۸: امتزاج روحها در وقت صلح و جنگها
غزل شماره ۱۵۹: ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را
غزل شماره ۱۶۰: مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
غزل شماره ۱۶۱: چو فرستاد عنایت به زمین مشعلهها را
غزل شماره ۱۶۲: تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
غزل شماره ۱۶۳: بروید ای حریفان بکشید یار ما را
غزل شماره ۱۶۴: چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا
غزل شماره ۱۶۵: اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا
غزل شماره ۱۶۶: چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
غزل شماره ۱۶۷: کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
غزل شماره ۱۶۸: ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
غزل شماره ۱۶۹: رو ترش کن که همه روترشانند این جا
غزل شماره ۱۷۰: تا به شب ای عارف شیرین نوا
غزل شماره ۱۷۱: چون نمایی آن رخ گلرنگ را
غزل شماره ۱۷۲: در میان عاشقان عاقل مبا
غزل شماره ۱۷۳: از یکی آتش برآوردم تو را
غزل شماره ۱۷۴: ز آتش شهوت برآوردم تو را
غزل شماره ۱۷۵: از ورای سر دل بین شیوهها
غزل شماره ۱۷۶: روح زیتونیست عاشق نار را
غزل شماره ۱۷۷: ای بگفته در دلم اسرارها
غزل شماره ۱۷۸: میشدی غافل ز اسرار قضا
غزل شماره ۱۷۹: گر تو عودی سوی این مجمر بیا
غزل شماره ۱۸۰: ای تو آب زندگانی فاسقنا
غزل شماره ۱۸۱: دل چو دانه ما مثال آسیا
غزل شماره ۱۸۲: در میان عاشقان عاقل مبا
غزل شماره ۱۸۳: ای دل رفته ز جا بازمیا
غزل شماره ۱۸۴: من رسیدم به لب جوی وفا
غزل شماره ۱۸۵: از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
غزل شماره ۱۸۶: ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
غزل شماره ۱۸۷: از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
غزل شماره ۱۸۸: بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی
غزل شماره ۱۸۹: آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آ
غزل شماره ۱۹۰: با آن که میرسانی آن باده بقا را
غزل شماره ۱۹۱: بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را
غزل شماره ۱۹۲: بشکن سبو و کوزه ای میرآب جانها
غزل شماره ۱۹۳: جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
غزل شماره ۱۹۴: خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
غزل شماره ۱۹۵: شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
غزل شماره ۱۹۶: در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را
غزل شماره ۱۹۷: ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
غزل شماره ۱۹۸: ای صوفیان عشق بدرید خرقهها
غزل شماره ۱۹۹: ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
غزل شماره ۲۰۰: نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
غزل شماره ۲۰۱: شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
غزل شماره ۲۰۲: هر روز بامداد سلام علیکما
غزل شماره ۲۰۳: آمد بهار خرم آمد نگار ما
غزل شماره ۲۰۴: سر بر گریبان درست صوفی اسرار را
غزل شماره ۲۰۵: چند گریزی ز ما چند روی جا به جا
غزل شماره ۲۰۶: ای همه خوبی تو را پس تو کرایی که را
غزل شماره ۲۰۷: ای که به هنگام درد راحت جانی مرا
غزل شماره ۲۰۸: از جهت ره زدن راه درآرد مرا
غزل شماره ۲۰۹: ای در ما را زده شمع سرایی درآ
غزل شماره ۲۱۰: گر نه تهی باشدی بیشترین جویها
غزل شماره ۲۱۱: باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
غزل شماره ۲۱۲: اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
غزل شماره ۲۱۳: اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا
غزل شماره ۲۱۴: درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
غزل شماره ۲۱۵: من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
غزل شماره ۲۱۶: روم به حجره خیاط عاشقان فردا
غزل شماره ۲۱۷: چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
غزل شماره ۲۱۸: ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
غزل شماره ۲۱۹: چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا
غزل شماره ۲۲۰: ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا
غزل شماره ۲۲۱: مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا
غزل شماره ۲۲۲: رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
غزل شماره ۲۲۳: کجاست مطرب جان تا ز نعرههای صلا
غزل شماره ۲۲۴: چه خیره مینگری در رخ من ای برنا
غزل شماره ۲۲۵: بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا
غزل شماره ۲۲۶: برفت یار من و یادگار ماند مرا
غزل شماره ۲۲۷: به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا
غزل شماره ۲۲۸: بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا
غزل شماره ۲۲۹: شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا
غزل شماره ۲۳۰: ز سوز شوق دل من همیزند عللا
غزل شماره ۲۳۱: سبکتری تو از آن دم که میرسد ز صبا
غزل شماره ۲۳۲: چو عشق را تو ندانی بپرس از شبها
غزل شماره ۲۳۳: کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
غزل شماره ۲۳۴: ز جام ساقی باقی چو خوردهای تو دلا
غزل شماره ۲۳۵: مرا بدید و نپرسید آن نگار چرا
غزل شماره ۲۳۶: مبارکی که بود در همه عروسیها
غزل شماره ۲۳۷: یار ما دلدار ما عالم اسرار ما
غزل شماره ۲۳۸: هله ای کیا نفسی بیا
غزل شماره ۲۳۹: کرانی ندارد بیابان ما
غزل شماره ۲۴۰: تو جان و جهانی کریما مرا
غزل شماره ۲۴۱: نرد کف تو بردست مرا
غزل شماره ۲۴۲: خیک دل ما مشک تن ما
غزل شماره ۲۴۳: بگشا در بیا درآ که مبا عیش بیشما
غزل شماره ۲۴۴: چه شدی گر تو همچون من شدییی عاشق ای فتا
غزل شماره ۲۴۵: از برای صلاح مجنون را
غزل شماره ۲۴۶: صد دهل میزنند در دل ما
غزل شماره ۲۴۷: بانگ تسبیح بشنو از بالا
غزل شماره ۲۴۸: گوش من منتظر پیام تو را
غزل شماره ۲۴۹: دل بر ما شدست دلبر ما
غزل شماره ۲۵۰: هین که منم بر در در برگشا
غزل شماره ۲۵۱: پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
غزل شماره ۲۵۲: نذر کند یار که امشب تو را
غزل شماره ۲۵۳: چند نهان داری آن خنده را
غزل شماره ۲۵۴: باده ده آن یار قدح باره را
غزل شماره ۲۵۵: خیز صبوحی کن و درده صلا
غزل شماره ۲۵۶: داد دهی ساغر و پیمانه را
غزل شماره ۲۵۷: لعل لبش داد کنون مر مرا
غزل شماره ۲۵۸: گر بنخسبی شبی ای مه لقا
غزل شماره ۲۵۹: پیش کش آن شاه شکرخانه را
غزل شماره ۲۶۰: چرخ فلک با همه کار و کیا
غزل شماره ۲۶۱: هان ای طبیب عاشقان سوداییی دیدی چو ما
غزل شماره ۲۶۲: فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری
غزل شماره ۲۶۳: به شکرخنده اگر میببرد جان مرا
غزل شماره ۲۶۴: لی حبیب حبه یشوی الحشا
غزل شماره ۲۶۵: راح بفیها و الروح فیها
غزل شماره ۲۶۶: هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
غزل شماره ۲۶۷: قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
غزل شماره ۲۶۸: فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
غزل شماره ۲۶۹: تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
غزل شماره ۲۷۰: افدی قمرا لاح علینا و تلالا
غزل شماره ۲۷۱: تعالوا کلنا ذا الیوم سکری
غزل شماره ۲۷۲: حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا
غزل شماره ۲۷۳: طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
غزل شماره ۲۷۴: ایه یا اهل الفرادیس اقرؤا منشورنا
غزل شماره ۲۷۵: ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها
غزل شماره ۲۷۶: یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی
غزل شماره ۲۷۷: سبق الجد الینا نزل الحب علینا
غزل شماره ۲۷۸: انا لا اقسم الا برجال صدقونا
غزل شماره ۲۷۹: مولانا مولانا اغنانا اغنانا
غزل شماره ۲۸۰: یا منیر الخد یا روح البقا
غزل شماره ۲۸۱: یا ساقی المدامه حی علی الصلا
غزل شماره ۲۸۲: یا من لواء عشقک لا زال عالیا
غزل شماره ۲۸۳: جاء الربیع مفتخرا فی جوارنا
غزل شماره ۲۸۴: اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا
غزل شماره ۲۸۵: اتاک عید وصال فلا تذق حزنا
غزل شماره ۲۸۶: یا من بنا قصر الکمال مشیدا
غزل شماره ۲۸۷: ورد البشیر مبشرا ببشاره
غزل شماره ۲۸۸: یا کالمینا یا حاکمینا
غزل شماره ۲۸۹: یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
ب
غزل شماره ۲۹۰: بی یار مهل ما را بییار مخسب امشب
غزل شماره ۲۹۱: ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب
غزل شماره ۲۹۲: زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب
غزل شماره ۲۹۳: مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
غزل شماره ۲۹۴: بریده شد از این جوی جهان آب
غزل شماره ۲۹۵: الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
غزل شماره ۲۹۶: مخسب ای یار مهمان دار امشب
غزل شماره ۲۹۷: ای در غم تو به سوز و یارب
غزل شماره ۲۹۸: آه از این زشتان که مه رو مینمایند از نقاب
غزل شماره ۲۹۹: یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
غزل شماره ۳۰۰: کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب
غزل شماره ۳۰۱: هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
غزل شماره ۳۰۲: در هوایت بیقرارم روز و شب
غزل شماره ۳۰۳: مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب
غزل شماره ۳۰۴: هیچ میدانی چه میگوید رباب
غزل شماره ۳۰۵: آواز داد اختر بس روشنست امشب
غزل شماره ۳۰۶: رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب
غزل شماره ۳۰۷: کار همه محبان همچون زرست امشب
غزل شماره ۳۰۸: خوابم ببستهای بگشا ای قمر نقاب
غزل شماره ۳۰۹: واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب
غزل شماره ۳۱۰: بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب
غزل شماره ۳۱۱: زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب
غزل شماره ۳۱۲: به جان تو که مرو از میان کار مخسب
غزل شماره ۳۱۳: رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
غزل شماره ۳۱۴: تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب
غزل شماره ۳۱۵: چشمها وا نمیشود از خواب
غزل شماره ۳۱۶: چونک درآییم به غوغای شب
غزل شماره ۳۱۷: یار آمد به صلح ای اصحاب
غزل شماره ۳۱۸: علونا سماء الود من غیر سلم
غزل شماره ۳۱۹: امسی و اصبح بالجوی اتعذب
غزل شماره ۳۲۰: ابشروا یا قوم هذا فتح باب
ت
غزل شماره ۳۲۱: آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شدهست
غزل شماره ۳۲۲: آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمت
غزل شماره ۳۲۳: آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
غزل شماره ۳۲۴: درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت
غزل شماره ۳۲۵: که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست
غزل شماره ۳۲۶: حالت ده و حیرت ده ای مبدع بیحالت
غزل شماره ۳۲۷: از دفتر عمر ما یکتا ورقی ماندهست
غزل شماره ۳۲۸: بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت
غزل شماره ۳۲۹: بیایید بیایید که گلزار دمیدهست
غزل شماره ۳۳۰: بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
غزل شماره ۳۳۱: زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست
غزل شماره ۳۳۲: این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست
غزل شماره ۳۳۳: اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست
غزل شماره ۳۳۴: از اول امروز حریفان خرابات
غزل شماره ۳۳۵: همه خوف آدمی را از درونست
غزل شماره ۳۳۶: بده یک جام ای پیر خرابات
سیدابراهیم پیریایی/ مدرس کلاس های کنکوری